به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ندای تفرش»؛ سیاوش منظوری فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: وضعیت اقتصادی زندگی در جمهوری اسلامی ایران با توجه به کم کاری عمدی عدهای از مسئولین قابلیت توجیه و دفاع نداشته و با وجود تورم و عدم توسعه زیر ساختها در دهه گذشته باعث پدید آمدن زمینههایی برای اعتراض به حق جامعه و مردم شده است.
اما این اعتراضات ظرف چند روز توسط عناصر و گروهکهای منافق و دشمن تبدیل به اغتشاشات شده و فرآیند اعتراض مردم از جاده اصلی و هدف نهایی خود دور گشته است. با نگاهی به سیر اینگونه اتفاقات از سال ۱۳۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۷، ۹۸ و جنبش ززآ در ۱۴۰۱ شاهد یکسری حوادث و فرآیندهایی مشابه هستیم.
در هر یک از این حوادث فتنه انگیز یک الگوی یکسان شامل اتفاقاتی همچون توهین به مقدسات، حمله به بانکها و مراکز، به آتش کشیدن وسایل حمل و نقل عمومی، تخریب اماکن و منازل مردم، کشته سازی مجازی، تحریک سلبریتیهای خود فروخته و در نهایت ایجاد جنگ خیابانی با انواع سلاحهای سبک و سنگین است.
تمامی این خسارات وارده به اموال عمومی شهرها که شامل اتوبوسهای شرکت واحد، ماشینهای آتش نشانی، آمبولانسها و تخریب سر درب ادارات دولتی را کسی جز مردم کشور پرداخت نخواهد کرد.
به عنوان مثال وقتی یک اتوبوس و ماشین آتش نشانی در این اغتشاشات میسوزند و تبدیل به خاکستر و آهنپاره میگردند، مسئولان ذیربط، شهرداری و شورای شهر، باید به جبران این خسارات وارده دست به اصلاحات اقتصادی بزنند. یکی از کارها برای جایگزینی این ماشینها و خدمات این است که شروع به صرفهجویی در مخارج و هزینههای خود کنند. در این حالت پولی که میتوانست برای ترمیم و نوسازی آسفالت خیابانها هزینه شود، به بازسازی این ناوگان اختصاص داده میشود. آنها مجبور به کاهش تعداد قراردادهای سازندگی شهر میشوند، تا این خسارات را جبران کنند.
این کاهش آسفالت ریزی یعنی بخشی از مردم در یک قسمت از شهر باید با چالهها، فرونشتهای طبیعی و یا گودالهای کنده شده توسط ارگانهای دیگر مدت بیشتری مدارا و تحمل کنند. کاهش قراردادها نیز به این معنی است که میادین، خدمات عمومی و هرگونه وسایل رفاهی فضای سبز دیرتر برای ملت مهیا میگردد.
حمله به بانکها و ادارات با صرف نظر از امکان دزدی پولهای مردم، بیشتر با هدف نابودی مدارک و اسناد مالی و اداری صورت میگیرد. برای مثال با آتش زدن بانک آنها نمیتوانند مدارک بدهی و وام خود یا دیگران را از بین ببرند، چراکه تمامی اطلاعات مالی و اداری بر روی یک سرور امن ذخیره شده و امروزه بانکها و ادارات دولتی بیشتر یک واسطه اطلاعاتی بین مردم و این سرورهای مرکزی هستند.
حال اگر بانکها و ادارهها در یک نقطه از شهر بسوزند و خاکستر شوند، مشتریان میتوانند همان اطلاعات را با صرف زمان و هزینه زیادی در بانک و ادارهای در نقطه و حتی شهری دیگر بدست آورند. در این وضعیت برای جبران این خسارات، بانک مرکزی و وزارتخانههای مرتبط به جای اینکه بودجه خود را برای ساخت مراکز جدید به کار ببندند، مجبور هستند آن ردیف بودجه را جهت بازسازی استفاده کنند و در گوشه ای از کشور هنوز محرومیت نبودن بانک و ادارهای مشخص باعث هزینههای اضافی برای مردم آن منطقه گردد.
موضوع مهمتر استفاده از سلاحهای جنگی توسط افراد و گروهکها در تجمعات اعتراضی است. این افراد با رخنه در تجمع معترضان و شلیک مستقیم باعث اختلال در امنیت جامعه میشوند. این افراد هم تجمعات اعتراضی را برهم میزنند و هم از معترضان به وضعیت نابسامان فعلی کشور به عنوان سپر انسانی در مقابل حافظان امنیت استفاده میکنند.
در خیلی از موقعیتها این افراد تروریست شروع به شلیک به سوی معترضان و تماشاچیان اعتراضات میکنند، تا با این نوع از کشتهسازی خوراکی برای تهییج احساسات بقیه و پروژه مجازی شبکههای معاند تهیه کنند. استفاده از سلاح و مهمات جنگی در هر اعتراضی هم خلاف قانون کشورها و هم دلیلی برای محکومیت بیچون و چرای تجمعات غیر قانونی است.
چراکه گلوله جنگی شلیک شده کاری به عقیده و افکار فرد مقابلش نداشته و تنها انهدام و مرگ را برای او به ارمغان میآورد. این مسأله در جنگ ۱۲ روزه نیز وجود داشت و در آن زمان که پرتابههای F35 شلیک میشدند، فقط تخریب و تلفات انسانی برایشان مهم بود و اصلأ مهم نبود که چند صد زن و کودک بیگناه جزء این تلفات هستند.
با بررسی این چند مورد از این الگوهای تکرار شونده در فتنههای جمهوری اسلامی ایران، مشخص گشت که آتش زدن اتوبوس مساوی با دیرتر آماده شدن امکانات رفاهی-شهری است.
تخریب بانکها و ادارات دولتی برابر با ادامه محرومیت در شهرستانها و مناطق مسکونی جدید التأسیس است. استفاده از سلاح جنگی یعنی خونریزی از هر دو جبهه حافظان امنیت و متعرضان که افراد این تلفات میتوانند پدر، پسر، مادر یا دختر یک خانواده باشند و داغ و غم بزرگی برای ملت بوجود بیاورند. با این اوصاف پس آنهایی که در خارج و حتی در داخل کشور سعی میکنند با تحریک جوانان و نوجوانان در آتش این فتنهها بدمند، خائن و ذرهای برای ملت ارزش قائل نبوده و در این هزینهزایی نیز یک ریال متضرر نخواهند شد.
تمامی این حوادث نمیتواند از دل مردم برخواسته باشد و به همین مردم صدمه بزند. مگر میشود کسی به موضوعی معترض باشد و به جای اعتراض به مسئول و سازمان مقصر شروع به تخریب اموال بقیه بکند. شاید خود آن فرد متضرر نیز معترض باشد، ولی به جای مقصرین مجبور به هزینهدهی هنگفت شود.
انتهای خبر/
