به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ندای تفرش»؛ حجت السلام سلمان سلگی در یادداشتی به مناسبت دهه بصیرت نوشت: «وَذَکِّرهُم بِأَیّامِ اللهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»
ضرورت پرداختن به هویت ایرانی در هفته بصیرت
نهم دی، وارد «هفته بصیرت و تجدید پیمان با ولایت» شدهایم. بر ماست که برای آشنایی با این عنوان، مقداری به هویت ایرانی-اسلامی خود بپردازیم. هویتی که هیچگاه مغلوب بیگانه نبوده است.
پیروزی در گرو اتحاد مردم و حاکمیت
از دوران باستان، اگر تأمل کنیم، در هر زمان که مردم پای کار بودهاند، هیچ قدرتی نتوانسته این ملت را شکست دهد. در دورههایی که حاکمانی لایق و توانمند بر آنان حکومت کردهاند، ایران توانسته ابرقدرت زمان خود باشد؛ مانند دوران هخامنشیان با رهبرانی چون کوروش و داریوش، یا دوران اشکانیان با سردارانی مانند سورنا که کراسوس رومی را در جنگ حران درهم شکست.
شکستهای نظامی ایران نیز همواره در پی بیکفایتی حاکمانی چون داریوش سوم، یزدگرد سوم، شاه سلطان حسین، فتحعلی شاه و… روی داده است. اگرچه در همان دوران نیز سرداران شجاعی چون آریوبرزن، عباس میرزا، امیرکبیر و… از هویت خویش دفاع میکردند.
غلبه فرهنگی پاینده ایران بر مهاجمان و بیگانگان
با این حال، هویت ایرانی همواره بر نیروی مهاجم غلبه فرهنگی داشته است: اسکندر پیروز، در فرهنگ ایران محو شد، چنانکه یونان پس از مدتی در روم مضمحل گشت، اما ایران و هویت ایرانی پایدار ماند. بسیاری از اعراب مهاجم در صدر اسلام، در فرهنگ ایرانی حل شدند (همانگونه که شهید مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» بدان اشاره کرده است) مغولهای مهاجم محو فرهنگ ایرانی شدند.
ترکان غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی، صفوی و قاجاری، همه در این فرهنگ عزیز ایرانی مستحیل شدند و به ایرانی بودن خود افتخار کردند. این نکتهای قابل تأمل است که هویت ایرانی را از دیگران متمایز میسازد.
وفاداری به حاکمیت و رهبری ، شاخصه ممتاز هویت ایرانی در مقایسه با تاریخ صدر اسلام
همانطور که گفته شد، هرگاه حاکم ایران مقتدر بوده، ملت ایران توانسته تمدنسازی کند. یکی از شاخصههای این هویت، وفاداری به حاکم خود است.
شاخصهای که حتی در امت صدر اسلام به وضوح مشاهده نمیشود: در مکه، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مجبور به هجرت شد، اما در ایران، امام (ره) به دلیل حمایت همهجانبه مردم، مجبور به تبعید گشت.
پس از فتح مکه، پیامبر در زادگاهش باقی نماند، اما امام ماند. در جنگهای مختلفی چون احد و حنین، بسیاری گریختند و پیامبر را در میدان نبرد تنها گذاشتند، اما ایران عزیز در هشت سال دفاع مقدس و جنگ دوازده روزه، مادران و همسران، سینههای فرزندان خود را سپر دفاع از ولی میکردند و به این امر افتخار مینمودند.
پس از رحلت رسول خدا (ص)، وصی او تنها ماند، اما در ایران، ملت، وصی امام خمینی (ره) را نه تنها در ایران، که در منطقه و جهان عزیز و سرفراز کردند.
در فتنههای صفین، خوارج و غارات، علی (علیه السلام) تنها ماند و ضربه خورد، اما در فتنههای بعد از انقلاب، امامین انقلاب، قطب و ثقل ملت و امت بودهاند و دشمنانشان خوار و خفیف گشتهاند.
رهبری مقتدر و حکیمانه ، زنجیره تربیت سرداران جدید
امروز، «سگ زرد» دوباره قصد تهدید این هویت و این ملت را دارد. پاسخش را در تاریخ مییابیم: پس از سقوط صفویان به دست محمود افغان و سپس اشرف افغان، نادرشاه ظهور کرد و با شجاعت آنان را از کشور بیرون راند.
در نبردها، سرداری داشت که شجاعتش حتی نادر شجاع را به حیرت وا میداشت و از او پرسید: «در زمان اشغال ایران توسط افغانها کجا بودی؟» گفت: «من بودم، اما تو نبودی!»
امروز خطاب به سگ زرد آمریکایی و شغال صهیونیستی این است: ملت ایران امروز صاحب حاکمی مقتدر است؛ حاکمی که افزون بر شجاعت شاهان مقتدر گذشته، از حکمت و نفوذ معنوی در میان امت برخوردار است.
امروز اگر سردارانی به شهادت رسیدهاند، باید دانست که شهادت سرداران از صدر انقلاب با شهادت افرادی چون چمران، باقری، همت، متوسلیان، بروجردی و… آغاز شده و متوقف نشده است.
تاریخ در آینده نشان خواهد داد که از خون این شهدا چه سردارانی تربیت خواهند شد.
عهد استوار بر دفاع از ولایت
اَلا وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلاّ اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبر
در پایان، آمریکا و سگ نگهبانش بدانند: ما تا پایان پشت ولی خود ایستادهایم. این سرزمین، «قرارگاه حسین بن علی (علیه السلام)» است و ما تا آخر پشت او خواهیم بود. در استقامت و ایستادگی بر حق، مانند ابوذر؛ در روشنگری جبهه حق، مانند عمار؛ و در میدان نبرد، مانند حمزه و مالک اشتر خواهیم ایستاد. همانگونه که معظمله فرمودند: اگر کسی در داخل نیز بخواهد در زمین دشمن بازی کند و اغتشاش ایجاد نماید، ملت او را زیر پا له خواهد کرد.
ما تَرَکْنا یَا ابْنَ الْحُسَیْنِ
انتهای خبر/
