به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ندای تفرش»؛ سیاوش منظوری فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: وقتی صحبت از سیاست میشود، اکثریت مردم جهان آن را بیپدر و مادر میگویند، در بین اقلیتی از خواص زمینه رانت شناخته میشود و در بین صاحبان خرد شاخهای از علم بوده که متشکل از سیاستهای داخلی و خارجی است. اما سیاست چه داخلی و چه خارجی آن تابع تاریخ بشریت و ملل جهان هستند و مطالعه تاریخ برای درک صحیح و تصمیمگیری در مواقع حساس از ضروریات زندگی بشری میباشد.
موضوعی مانند تاریخ هم مورد تأیید غربیان، هم مورد تأیید ایرانیان و هم مورد تأیید و تأکید اسلام میباشد. با نیم نگاهی به کتب حجیم تاریخ تمدن بشری اثر ویل و اریل دورانت، مطالعه شاهنامه گرانسنگ حکیم ابوالقاسم فردوسی و گوش جان سپردن به وصیت امام علی (ع) برای تدبر و تأمل درباره وضع گذشتگان باید اهمیت بالای مبحث تاریخ برای افراد جامعه به خوبی روشن شده باشد.
همانگونه که اشاره شد سیاست با تاریخ گره خورده و سیاستهای یک کشور بر اساس رفتار بقیه ملتها اتخاذ میگردد. سیاست داخلی و سیاست خارجی به صورت مستقیم بر یکدیگر اثرگذار بوده و تاریخ به عنوان ابزاری برای جهتدهی به آنان استفاده میشود. امروز در ایران اسلامی عدهای بدون توجه به تاریخ شعار میدهند که امنیت و موشک در مقابل مردم بیاهمیت هستند، در حالیکه امنیت یک ملت برابر با ارزش وجودی آن مردم میباشد.
این شعارها حاکی از عدم آگاهی درست از تاریخ بویژه تاریخ غرب است. لازم نیست به بررسی تمام تاریخ غربیان بپردازیم تا بفهمیم با چه تفکر و ایدئولوژی روبرو هستیم. در واقع مشکل جمهوری اسلامی از اول انقلاب اسلامی تا ابتدای قرن ۱۵ هجری شمسی وجود غرب پرستانی است که غرب و ظواهر امروزی آن را همچون لات، هُوَل و عُزّی دانسته و کروات زدگان سیرت وحشی غرب را خیرخواه ملت ایران اسلامی میدانند.
زمزمههایی شنیده میشوند از قبیل اینکه موشک امروز هزینهزا است یا رفاه مردم باید اولویت اول دولت باشد و حتی میگویند هزینه دفاعی برای کشور ضروری نیست و میتوان کسر بودجه را با آن تأمین کرد. این سخنان در موقعیتی بیان میشوند، که اگر فقط حوادث قرن ۲۰ میلادی را مرور کنیم، میفهمیم لازمه توسعه و رشد کشور فقط صرف داشتن منابع و فرآوری ابتدایی کالاها نیست. قرن ۲۰ با جنگ جهانی اول شروع شد، که نتیجه آن فروپاشی بعضی از کشورهای جهان بود.
انقلاب روسیه بوسیله بلشویکها رقم خورد و حکومت تزاری فرو ریخت که زمینه ساز بروز تفکر کمونیسم و جریان چپگرا گردید. بحران جهانی و سقوط بازار بورس شوکی دیگر به غربیان وارد نمود. جنگ جهانی دوم و استفاه از بمب اتم توسط آمریکا علیه غیر نظامیان و سپس شروع جنگ سرد و تقابل بلوکهای شرق و غرب در قالب جنگهای کره، ویتنام، رقابت فضایی با شوروی و ساخت دیوار برلین در قلب اروپا از جمله فعالیتهای جنگ افروزانه غربیان میباشند. این فعالیتهای خصمانه تا فروپاشی شوروی یعنی پایان قرن ۲۰ ادامه داشت.
البته با شروع قرن ۲۱ این جنگ طلبیهای غربیان در ظاهر و کسوتی جدید ظاهر شد و در عرصههای اقتصادی، فرهنگی و تکنولوژی ادامه یافت. یکی از مصادیق این ادعا پروژه انرژی هستهای ایران اسلامی است، که حدود ۲۰ سال برای غربیان و غربزدگان داخلی بهانه و دستاویزی شده، به نحویکه غربیان تهدید به جنگ میکنند و غربزدگان از سایه جنگ میترسند.
حال با جنگ طلبی غربیان آیا عاقلانه است که ایران اسلامی مقوله موشک و سیستم دفاعی خود را کنار بگذارد و به اعتبار امضای وزیر خارجهای نامعلوم آلاتیه و اطمینان به دوستی ابدی غربیان، امنیت ملت خویش را نادیده انگارد؟
کدام صاحب خردی در دنیای دزدان و نسلکشان مرزهای خود را بدون نظارت و دفاع رها میکند و به لطف دشمن دل خوش میکند؟ بعد از دو سال نسلکشی صهیونیستها، نهایت واکنش دولتهای غربی به رسمیت شناختن فلسطین بود و آنها حتی به خود زحمت ندادند که رژیم اشغالگر صهیونیستی را در مقابل اذهان عمومی کشورهای خود محکوم کنند.
دوگانه امنیت و رفاه بیشتر آب به آسیاب دشمن میریزد، چراکه رفاه در سایه امنیت رشد میکند. هیچکس حاضر نیست در کشوری سرمایه گذاری کند که امنیت آن ثبات نداشته و ممکن است به خاطر یک فرض محال توسط دشمنش تمامی زیر ساختهای آن بمباران بشود.
کدام کشور توانسته بدون توان دفاعی در هر عرصهای چه علمی، چه فرهنگی و چه هنری در بین کشورهای توسعه یافته و قدرتمند قرار بگیرد؟ ردیف بودجه توان دفاعی و نظامی یک اصل لاینفک در برنامه بودجه کشورهای غربی است، که اگر هر ساله زیادتر نشود، کمتر نخواهد شد.
غرب به غیر از آبادانی خودش، چشم دیدن رشد و توسعه بقیه ملتها را ندارند. به همین دلیل است که برای حمله به کشورهای غرب آسیا و جلوگیری از رشد آنها برای او حتی ادعای دروغ وجود سلاح کشتار جمعی در عراق کافیست تا حمله نظامی کند و با ترویج تفکر مصرفگرایی در جامعه آن کشورها مطمئن باشد این ملتها همیشه وابسته باقی خواهند ماند.
سخن کوتاه کنیم و به اصل قضیه برگردیم که سیاست داخلی باید بگونهای اتخاذ شود که مایه عزت و سربلندی ملت باشد و نه موضوعی که غربگرایان با آن سیاست خارجی کشور را در تضاد با منافع ملی تعریف کنند. تجربههای اخیر ایران اسلامی نشان داد که غرب حتی در صورت مذاکره و عقد قرارداد بین المللی پایبند به چیزی نبوده و اگر منافع او اقتضا کند، خود را مجاز دانسته تا تخطی نماید. سرگذشت ایران اسلامی با غرب فقط محدود به جمهوری اسلامی نیست و برای ریشهیابی دشمنی آمریکا و ایران باید در لابهلای اوراق کتاب تاریخ سراغ مدرسها، مصدقها و خیلی از رجل سیاسی کشور رفت تا پرده از این خصومت کنار زده شود.
انتهای خبر/
